أحمد بن حامد كرمانى

22

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

عهد را اعلام دادند كه در محلت كوى گبران جوانى است ارسلانشاه نام . ميگويند پسر كرمانشاه بن قاوردست قضاة و امراء دولت به خدمت او پيوستند او را خلقى و خلقى يافتند در قالب پادشاهى ريخته و حلّهء صورت و سيرتى ديدند بر منوال خسروى بافته او را از زاويه مسكنت برداشته بمعراج سلطنت بردند و روز بيست و دويم محرّم سنه 495 بر تخت سلطنت نشاندند . مدت چهل و دو سال پادشاهى كرد كه غبار نامرادى بر دامن دولت او ننشست . اسلاف او زحمت كشيدند و او سلطنت كرد و اجداد او خوان نهادند و او دعوت خورد . كرمان بعهد ملك او پر و بال عمارت بگسترد و با خراسان و عراق لاف مباهات خضرت و نضارت زد . رعيت در روزگار عدل او طعم سلامت و لذت عافيت در كام جان ديدند و ارباب عمايم در كسب هنر و تحصيل علوم شروع كردند . از اطراف و اكناف آفاق طبقات علما روى بوى نهادند و قوافل روم و خراسان و عراق بل تمامى آفاق ممرّ خويش بهندوستان و حبشه و زنگبار و چين و دريابار باز سواحل كرمان افكندند و عمارت ربض شهر كه در عهد عمش تورانشاه عادل بنياد شده بود ، متصل ديه‌هاى حومهء شهر شد و غرباء شرق و غرب آن را از جهت لطف هوا و عذوبت آب و عموم عدل و امنيت و شمول خصب و جمعيت موطن خويش ساختند . و بر قاعدهء اسلاف شحنهء ملك ارسلانشاه در عمان بود . و ملك فارس بگرفت و چاولى سقابو را مقهور كرد . و در آخر عهد او در يزد ميان او و علاء الدوله اشجار مشاجرت ببار آمد و امير على بن فرامرز التجا باز حضرت كرمان كرده التماس مصاهرت نمود و يزد به دو داد و امير محمد بن كى ارسلان را بشحنگى يزد فرستادند و دختر سلطان محمد بن ملكشاه را بخواست و بعظمى تمام او را از عراق بكرمان آورد و در بلاد كرمان بقاع خير بنا فرمود ، از مدارس و رباطات . در ايام ملك او بهرامشاه بن مسعود از برادر خود ارسلانشاه در غزنين منهزم شده باستمداد بكرمان آمد . ملك ارسلانشاه او را بخروارها زر داد و چندان عطا كرد كه در حوصلهء انسانى گنجائى نداشت و گفت چون سلطان اعظم سنجر بر مسند سلطنت است ، ترك ادبست مرا لشكر دادن و الا بدانچه مقدور بود تقصير نميكردم و يكى از امراء حضرت در خدمت بهرامشاه بپايهء سرير سنجرى فرستاد استدعاء اعانت بهرامشاه كرد و چون سلطان ماضى سنجر بذات خود بهرامشاه را بغزنين